تبلیغات
وب لژیون مسافر سید علی حسینی - کارگاه آموزشی لژیون مسافران؛ پنج شنبه 94/12/13
 
درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

کارگاه آموزشی لژیون مسافران؛ پنج شنبه 94/12/13

نوشته شده توسط :علی حسینی
پنجشنبه 13 اسفند 1394-08:39 ب.ظ

پنجشنبه 13 اسفندماه 94 جلسه لژیون مسافران کنگره 60 منطقه اصفهان نمایندگی سلمان فارسی به استادی آقای علی حسینی  با دستور جلسه  "وادی چهاردهم" رأس ساعت 19 آغاز به کار نمود.


اما در قالب کنگره 60 و لژیون این پیوند محبت به‌تدریج زده می‌شود و هیچ‌چیزی در دنیا و جهان بعدی ما به‌جز محبت وجود ندارد تا ما را به هم نزدیک کند...



  • خلاصه سخنان استاد:
چه کسانی در لژیون می‌مانند و رها می‌شوند کسانی که واقعاً خواستار رهایی و وظیفه‌شان را انجام می‌دهند و لژیون به این افراد لذت می‌دهد و خستگی ندارند. خودم هیچ‌وقت از کنگره خسته نشدم و بسیار لذت می‌برم. من همیشه لحظه‌شماری می‌کردم برای ورزش و یا کلاس‌های آموزشی در کنگره، چرا؟ چون یک هدف داشتم که درمان اعتیاد بود و در حین درمان چیزهای زیادی به من داده شد. مثلاً: در حال حاضر با فرزندم دوست شدم، 


با همسرم، با مادرم، با برادرم دوست شدم از حرف کسی رنجش پیدا نمی‌کنم چون یک موقع عیب از خودم باشد. در تولدهای روزهای پنج‌شنبه اگر دقت کنید یک زوج می‌گویند که مابعد از ده سال لذت زندگی را متوجه شدیم معنی این جمله می‌شود پیوند محبت که بینشان برقرارشده است. این‌که ما با همسرمان ازدواج می‌کنیم یک پیوند صوری بوده اما وقتی به کنگره می‌آییم به شناخت می‌رسیم و این پیوند محبت برقرار 




می‌شود و در سفر کردن در کنگره باید به این پیوند برسیم و دیگر همسرتان در خانه نمی‌گوید که مبل‌ها را عوض کن یا تلویزیون را عوض کن یا گیر بیخودی دهد به دلیل اینکه در زمان سوءمصرف یک سری مشکلاتی داشتیم و آن‌ها برای این‌که با این مشکل که مصرف مواد ما بود مقابله کنند و نگذارند مواد مصرف کنیم چنین کارهایی را انجام می‌دادند. اما در قالب کنگره 60 و لژیون این پیوند محبت به‌تدریج زده می‌شود و هیچ‌چیزی در دنیا و جهان بعدی ما به‌جز محبت وجود ندارد تا ما را به هم نزدیک کند. هرکسی نمی‌تواند با این باور عشق و محبت کند چون کار هر کس نیست و یک پیش‌زمینه می‌خواهد تا باورم کنیم که این عشق و محبت وجود دارد و بدون دانایی کسی نمی‌تواند به فرزندش یا همسرش محبت کند یا به همکار چرا من باید به مادرم احترام بگذارم باید دلیلش را بدانید. مثل: یک مرزبان و یا کمک راهنماها که بدن پول این کار را انجام می‌دهند. پس باید باور کنید که محبت واقعی هست.



نگارش: مسافر سعید محسن





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox