درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60؛ چهار شنبه 95/1/25

نوشته شده توسط :علی حسینی
چهارشنبه 25 فروردین 1395-10:56 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه جهان بینی 1 و 2 به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری همسفر سمانه در تاریخ چهارشنبه 95/01/25 رأس ساعت 13:15 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. از دبیر سپاسگزاریم.

در خلاصه گزارش جلسه قبل، خوانده شد که ما نیازی به دولت نداریم، منظور این است که ما از نظر مالی


 نیازی به دولت نداریم. یعنی به طور کلی انجیوها نباید از نظر مالی به دولت وابسته باشند. انجیوها درست شده اند که به دولت کمک کنند و انجیوها باید از نظر مالی خودکفا باشند. در سراسر دنیا انجیوها می آیند که به دولت کمک کنند، چرا که دولت در بعضی سطوح قادر نیست به مردم یکسری سرویس ها را بدهد.

مثلاً اگر یک جائی بر اثر یک تصادف نیاز به یک ، دو یا ده آمبولانس باشد، دولت تأمین می کند، ولی اگر نیاز به 500 آمبولانس باشد، دیگر دولت نمی تواند کمکی کند و خود مردم و انجیوها بایستی دست به کار شوند، مثلاً انجیوها در درختکاری و فضای سبز کمک می کنند، چرا که دولت به تنهائی قادر نیست جنگلها را حفظ کند و ما فقط از لحاظ مالی به دولت احتیاجی نداریم، ولی بطور کلی همه ما نیاز مبرمی به دولت خواهیم داشت.

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم بد نیست بحمدلله.

دستور جلسه امروز جهان بینی 1 و 2 است.

واقعاً بعضی مطالب بود که ما نمی دانستیم که انسان چه موقع به نقطه ای می رسد که می توان آن را فرد دانائی بدانیم. آیا تحصیلات تعیین کننده جایگاه هر انسانی است یا حرفه اش؟ بعد این مطالب در جهان بینی 1 و 2 توسط امین ترسیم شد. به اعتقاد من جهان بینی 1 و 2 شاهکار است. چون ما فهمیدیم که جهان بینی چه موقع رخ می دهد و چه موقع می توان به یک فرد بگوئیم دانا؟

انسانهائی می توانند از نظر هنری کاملاً به نام و مشهور باشند، ولی از نظر دانائی ممکن است کاملاً جاهل و نادان باشند.

ممکن است ورزشکار و محبوب باشند، ولی انسان بسیار جاهلی باشند.

آیا یک فرد اگر در ورزش قهرمان بشود، دانا است؟ آیا اگر شخصی تحصیلات یا پول خوبی داشته باشد، داناست؟ اصلاً به چه کسی دانا می گوئیم؟

کسی که مردم دار باشد، ضرر به مردم نزند، خوب قضاوت کند، حق را ناحق نکند، از ضدارزشها دوری کند. که این مجموع در مثلث دانائی ترسیم شد.

دانائی یک مثلث است که یک ضلعش آموزش است یعنی همان دانش، اگر دانش نداشته باشد، اصلاً به دانائی نمی رسد. حالا اگر مکانیک هم است، باید علم مکانیک را بلد باشد. پس یکی از دلایل مهم دانائی دانش و آموزش است. اگر شما هم پشت یک دستگاه تراش بایستید و قطعاتی را بتراشید، این هم دانش است.

دومین ضلع تجربه است . بدون تجربه هیچوقت به دانائی نمی رسیم. یعنی آموزش را باید داشته باشید و بعد تجربه هم کسب کنید. اگر تجربه نباشد و فقط یک علم محض و بدون عمل باشد، مثل یک سی دی می ماند.

انسان علم را یاد می گیرد که به آن عمل کند و از آن یکسری نتایج را برداشت نماید. اگر قرار باشد از علم نتیجه ای گرفته نشود، اثری ندارد. شخص باید آنچه بلد است، تجربه کرده باشد، در تجربه است که می فهمیم چه اثری دارد.

به قول قدیمی ها؛ لب گود نشسته، می گوید لنگش کن. آن شخص در وسط گود خسته و ناتوان است و شخص در بیرون راحت نوشابه می خورد و می گوید لنگش کن. چون تجربه ندارد.

مسئله بعدی اینکه، باید تفکر داشته باشد. وقتی آموزش دید، می آموزد که چگونه تفکر کند و بعد آموزش را تجربه کند.

مجموعه آموزش، تجربه و تفکر می شود، دانائی. این کاری است که ما در کنگره 60 انجام می دهیم. اینها همه باهم یک مجموعه هستند.

چون امین با بچه های تیم ملی راگبی به قطر می رود، دیشب با من صحبت کرد، گفت : قدرت و توان و عملکرد بچه های ورزشکار به سه موضوع بستگی دارد.

1ـ قدرت بدنی ، یک وزرشکار باید قدرت بدنی داشته باشد.

2ـ مهارت داشته باشد، بایستی مهارت هم کسب کند.

3ـ حس بازیکن، باید حس بازیکن درست باشد.

اگر یک بازیکن بهترین قدرت بدنی و مهارت را داشته باشد، ولی حسش خراب باشد، ورزشکار نمی شود.

مثلاً یک فردی قدرت بدنی و مهارت بالائی دارد، یک مرتبه وسط بازی در گوش داور می زند و ممکن است میلیون ها دلار ضرر بزند.

برای همه ما هم همینطور است. همه باید این سه ضلع، مخصوصاً حس را داشته باشند.

دیروز در سی دی تله صحبت می کردم، بعضی از آدم ها در استخدام دولت هستند. استخدام یعنی چه؟ کسی که استخدام می شود، مستخدم است و قدیم می گفتند: نوکر دولت، نوکر ملت. وقتی بعضی جاها مراجعه می کنید، اینها خیال می کنند، ملت نوکرشان هستند و اینها سرور و آقای ملت هستند.

ما در کنگره اگر بیائیم مسئله فیزیولوژی و روان را حل کنیم، ولی مسئله جهان بینی را حل نکنیم، به نتیجه ای نمی رسیم و به مشکل بر می خوریم. یک مصرف کننده مواد، یک طائفه و محله را بهم می ریزد.

ما می خواهیم در یک شعبه مثل آکادمی 500 نفر مصرف کننده را جمع کنیم، اینها را اگر می خواهیم جمع کنیم، اول باید ادبشان کنیم و این ادب با جهان بینی است، با همان آموزش و تفکر.

 

من با دوستم آقای ویلیام مکاتبه می کردم و می گفت، یکی از مشکلاتی که در اروپا با آن مواجه هستند، مسئله آوردوز است و حقیقتاً هم یکی از معضلات در خارج از کشور آوردوز است حتی با داروها.

من برای ایشان نوشتم، الآن نزدیک 16 سال است که کنگره 60 کار می کند، 10 سالی با تریاک کار می کرد، 6 ، 7 سال هم هست که با اوتی کار می کند. در مرکز مطالعات اعتیاد یک پایلوت 50 نفره بود و یک پایلوت 100 نفر و هم اکنون هم سالیانه حدود 10000 نفر وارد پروژه اوتی می شوند، تا کنون ما یک مورد هم اوردوز نداشتیم، اصلاً به من چنین چیزی گزارش نشده است که یک نفر بر اثر استفاده از تریاک آوردوز کرده و مرده است. این یک چیز بی نظیر است. علتش این است که ما اول به شخص یاد می دهیم که شربت اوتی چیست؟ جهان بینی با آن شخص کار می کنیم و بعد شربت به او می دهیم.

بطور مثال: اول تیراندازی را به او یاد می دهیم و بعد تفنگ را دستش می دهیم.

شما اگر یک تفنگ کمری به خانه ببرید، ممکن است یک بچه کوچک، با آن یک نفر را بکشد، ولی در یک پادگان با وجود هزاران تفنگ و تانک و مهمات هیچ اتفاقی نمی افتد، چرا؟ چون آموزش دیده اند.

ما هم ابتدا به شخص آموزش می دهیم. اول می گوئیم سه جلسه بیا و ببین آیا کنگره به دردت می خورد یا نه؟ بعد می گوئیم راهنما انتخاب کن و پکیج بگیر و مطالعه کن و بعد در اولین هفته وارد پایلوت می شود. بعد از مدتی هم دو هفته یکبار به او شربت می دهیم و در آخر هم 2 ماهه یک بار. من تاکنون یک مورد آوردوز ندیده ام و این بخاطر جهان بینی است. جهان بینی یعنی دیدن جهان و درست دیدن زندگی.

هرکس یک هنری دارد و اگر هنرش را بیش از آنچه هست بداند، دچار منیّت می شود. مثلاً من سوادم ششم ابتدائی است و تصور می کنم کلاس دوازدهم هستم و این باعث منیت من می شود.

وقتی یک نفر دچار منیّت شد، از آموزش محروم می شود، چون خودش را بالاتر از همه می بیند و نمی تواند از کسی آموزش ببیند.

برای همین وقتی یک نفر به کنگره 60 می آید، همه به اسم کوچک آن را می شناسند و القاب حذف می شود. حالا اصطلاحاً اگر به من می گویند مهندس، چون من طراح کنگره هستم، نه بخاطر مدرک تحصیلی ام.

چون اگر بخواهیم یک فرد را با القاب عنوان کنیم، دیگر آموزش پذیر نمی شود. یک نفر دکترای فیزیک دارد و راهنما هم تحصیلاتش ابتدائی است. راهنما می خواهد یک نفر را در این راه نجات بدهد و نیازی نیست که تحصیلات آن چنانی داشته باشد. 

حتی در کنگره هم من گفته ام، از عناوین مذهبی استفاده نکنید. مثل سیّد، حاج آقا. اول اینکه ممکن است از این عنوان برای گرفتن شربت بیشتر سوء استفاده کند و دوم اینکه خودش را معرفی می کنم می گوید سیّد علی هستم، مصرفم هروئین بوده، عرق می خورم و ... اینجوری آبروی سیّد را هم می برد. بنابراین کنگره می گوید: عنوان ها را حذف کنید، بخاطر همین منیّت.

ممکن است این جزوه 50 صفحه هم نشود، ولی بعقیده من دریایی مطلب در آن نهفته است. خیلی از مطالب را موشکافانه مورد بررسی قرار داده است.

ما در جهان بینی 1 و 2 با یک دیدگاه جدید صحبت می کنیم و این برای همه به درد می خورد.

اگر در کنگره 60 درسی به نام جهان بینی نبود و جهان بینی به این شکل نبود، ما به این نقطه نمی رسیدیم. اصلاً نمی توانستیم با یکدیگر کارکنیم. در همین مسئله جهان بینی، افراد رام شدند. بر اثر دانائی ما می توانیم کنار یکدیگر باشیم و مشکلی پیش نیاید.

دانائی یک چیز بسیار ارزشمند و مقدس و بالائی است. الآن که مقدارمان کم است، از این بیشتر هم که باشیم، با دانائی می توانیم کنار یکدیگر در صلح زندگی کنیم. ولی اگر جهل حاکم باشد، همه چیز بهم می ریزد و فاجعه به بار می آید.

جوامعی که انسانهای آحاد آن جامعه، انسانهای متفکر و آگاه و بیدار باشند، جامعه آرامی است. اگر هم جهل حاکم باشد، می شود کشورهای همسایه. یک هر نفر یک اسلحه در دست گرفته و همه را می کشد.

جهان بینی به درد همه ما میخورد. به عقیده من پزشکان، قضات، وکلا و همه باید جهان بینی بیاموزند. اگر وکیل جهان بینی بلد باشد، از هر دو طرف پول نمی گیرد. یعنی باید ارزش ها و صراط مستقیم را بدانند.

ورزشکاران تیم ملی در تمام سطوح باید جهان بینی را بلد باشند.

متاسفانه ما گاهی اوقات، به ظاهر مطالب نگاه می کنیم. بطن موضوع را کاری نداریم و یک نمونه از ظاهرسازی را برایتان آورده ام.

سوهان قم را در قوطی های حلبی به ما می دهند، باقلوای یزد را در جعبه های مخصوص، اصفهان هم گز درست می کند و در جعبه های مختلف ارائه می دهد. حالا این جعبه ای که می بینید، هیچ چیزی رویش نوشته نشده است. اصلاً معلوم نیست که داخلش چیست.  فقط ربانهای قشنگی دارد. داخل آن 10 تا شکلات قلبی و 10 تا شکلات قلب کوچولو است. یعنی مجموعه 20 شکلات به این اندازه دارد و 20 شکلات هم به این اندازه دارد، هیچ اسمی هم دارد. حالا بررسی کنید که از چه قسمت هائی تشکیل شده، چندین تیکه که هرکدام بایستی کلی پول بابت قالب سازی و دایکات هزینه شود.

حالا این تولیدکننده، هزینه های فضای خالی را از ما می گیرد. کلی هزینه کرده است که چهارعدد شکلات آشغالی را به ما بفروشد. هزینه های جعبه و پاپیون و مخلفات، 20 برابر شکلات داخلش است.

بقول معروف؛ از دور دل می بره، از جلو زهره ...

من خودم یک شکلات قلابی خوردم و چندین روز مریض شدم. از گز اصفهان، سوهان قم، باقلوای یزد، نان برنجی کرمانشاه استفاده کنید.

حالا در تمام قسمت ها مقداری هم به درون نگاه کنید. اگر جنسی می خواهید بخرید، ببینید آیا تاریخ دارد، اسم دارد و ...

منبع: کنگره 60

این هم یک درس جهان بینی است که مواظب باشید، در این دام ها و تله ها نیفتید.

یکی از ویژگی های تله ها این است که تله ها باید جذابیت داشته باشند، تا جذابیت نداشته باشند، شما در آن اسیر نمی شوید.

برای من شکلات های خارجی آورده اند، که اگر نیم ساعت هم داخل آفتاب باشد، اصلاً تغییری نمی کند و آن کارخانه خارجی 100 ، 150 سال قدمت دارد و تمام تجربه و قدرتش را در شکلات آورده است، نه در جعبه.

هیچکس این جعبه های زیبا را برای خودش نمی خرد، بلکه بخاطر ظاهر زیباش برای یکدیگر هدیه می گیرند.





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox