تبلیغات
وب لژیون مسافر سید علی حسینی - کارگاه آموزشی عمومی 95/1/26
 
درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

کارگاه آموزشی عمومی 95/1/26

نوشته شده توسط :علی حسینی
جمعه 27 فروردین 1395-10:52 ق.ظ

پنجشنبه 26 فروردین ماه 95 جلسه ششم از دور بیست و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 منطقه اصفهان نمایندگی سلمان فارسی به استادی آقای  علی حسینیو نگهبانی آقای مهدی و دبیری آقای علی  با دستور جلسه: "جهان بینی 1و 2 و تولد اولین سال رهایی مسافر سعید محسن" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

موضوع امروز جهان‌بینی 1 و 2 است که کاوشی است بر مبنایی راهنمایی‌ها و شاه‌کلیدهای از اساتید کتاب 60 درجه که همان اساتید آقای مهندس می‌باشند و همچنین جناب آقای مهندس و تجربیات شخصی خود آقای امین که ناشی از درگیری‌هایی ایشان با نیروهایی بازدارنده است...



خلاصه سخنان استاد:

موضوع امروز جهان‌بینی 1 و 2 است که کاوشی است بر مبنایی راهنمایی‌ها و شاه‌کلیدهای از اساتید کتاب 60 درجه که همان اساتید آقای مهندس می‌باشند و همچنین جناب آقای مهندس و تجربیات شخصی خود آقای امین که ناشی از درگیری‌هایی ایشان با نیروهایی بازدارنده است. جهان‌بینی قابل‌استفاده برای همه افراد جامعه است. وقتی شخص وارد کنگره می‌شود باید جهان‌بینی خود را تغییر دهد و این تغییر در جزوه‌هایی جهان‌بینی است که در اختیار شخصی که به کنگره می‌آید قرار می‌گیرد.






آقای امین وقتی شروع به نوشتن می‌کند دانشجویی رشته فیزیک بودند و جهان‌بینی که در اختیار ما هست بسیار راحت گفته‌شده است. تجربیات خودم از این جزوه‌های جهان‌بینی این است که هرکسی با هر مدرک تحصیلی که باشد و حتی شناخت در مورد معارف دینی و یا علوم دینی با جهان‌بینی متفاوت است. موضوع‌هایی که حتی در دانشگاه‌ها به آن پرداخته نشده در اینجا خیلی راحت عنوان کرده‌اند مثل: ترس، منیت، ناامیدی. که همه مشکلات روزمره زندگی‌ها است، در اختیار ما قرارگرفته است و الحق اگر کسی بتواند این مثلث را بشناسد در وجود خودش، درون خودش می‌تواند به دانایی برسد. اگر ما بخواهیم حریفمان را شکست دهیم باید در مورد آن شناخت داشته باشیم که حریف ما در درون خودمان بود، که همان مثلث جهالت است. اعتیاد دامن می‌زند به این مثلث و اضلاع این مثلث قوی‌تر می‌شوند تا این‌که ما از نیروی عکس آن استفاده کنیم و در جهت مثبت حرکت کنیم. جهان‌بینی بر اساس جایگاه هر شخصی مشخص می‌شود. مثلاً: در زمان سوءمصرف انسان جایگاه خود را برعکس می‌بیند و فکر می‌کند که آدم خوبی است. پس یک همسفر و مسافر باید آن مصالح درونی خود را بشناسد تا بتوانند مسافر خود را کمک کنند، به جهت شناخت نیروهایی مثل منیت، ترس، ناامیدی تا بتوانند مهارشان کنند و به سمت تفکر مفید، تجربه مفید و آموزش جدید بروند.






دستور جلسه دوم:

دستور جلسه دوم تولد یک سال رهایی سعید محسن عزیز است. امروز خیلی خوشحالم که در چنین جایگاهی هستم. سعید عزیز در ابتدا با مصرف انواع مواد مخدر وارد کنگره شدند و در ابتدا در لژیون آقای سلیمانی بودند و به دلیل جابه‌جا شدن کمک راهنمایشان و تأسیس نمایندگی جدید تغییر لژیون دادند و وارد لژیون من شدند. ابتدا به امر سعید عزیز روی برنامه بود و سفرش را خوب انجام می‌داد. موردی که یک راهنما می‌تواند به رهجو کمک کند بر اساس نقاط ضعف و قوت آن رهجو می‌باشد. سعید محسن به دلیل این‌که تغییر جایگاه داده بود و در خانواده‌ای بود که اکثراً فرهنگی بودند کار سختی داشت و در چنین خانواده‌ای که مصرف‌کننده نداشتند حرکت کردن سخت بود. من برای مسافران دیگر می‌گویم که اگر همسفرتان با شما همراه است این موضوع سفر را بسیار راحت‌تر می‌کند. وارد لژیون شد و همیشه مرتب، منظم و شیک‌پوش بودند. تغییر جایگاه اگر در جهت مثبت باشد بسیار انرژی و احساس بالایی دارد، و سعید عزیز به دلیل 2 تغییر جایگاه یکی به دلیل درمان مصرف مواد مخدر و دیگری به دلیل درمان مصرف سیگار از احساس زیادی برخوردار بود. همیشه به دلیل این احساس بالا می‌خواست که از لژیون سبقت بگیرد و این در صحبت‌ها و مشارکت هایشان گویا بود. چیزی که من تدبیر کردم در لژیون و خودشان همیشه متوجه می‌شد و بعد از لژیون می‌گفتند که خوب شد این را گفتید چون من داشتم در جهت عکس حرکت می‌کردم، مهار کردن احساس شان بود و دادن خدمت‌ها در لژیون و خودش هم می‌خواست که خدمت کند و با مهار این نیرو در سفر دوم عین وادی دوم عمل کردند، ما نیامدیم آن سنگ را به‌یک‌باره از جلوی رود آب‌برداریم. در سفر دوم وارد نشریات شدند، و خودش را وارد بازی کرد. در عکاسی، وبلاگ لژیون، وبلاگ نمایندگی، مصاحبه‌ها که با همکاری آقا سالار و سعید عکاس عزیز به راه خود ادامه داد و استفاده کرد.












اعلام سفر مسافر سعید محسن: 

آنتی ایکس مصرفی: حشیش، الکل، تریاک، شیره، هروئین، شیشه، متادون، ترامادول و قرص‌های روان‌گردان مدت تخریب: 8 سال روش درمان: DST با دارو OT مدت سفر: 11 ماه 19 روز مدت رهایی یک سال رشته ورزشی والیبال.
























آرزوی مسافر سعید محسن: 

هرکسی خواسته درمان دارد تسلیم راه و راهنما شود تا به درمان برسد.




آرزوی همسفر مرضیه: 

هرکسی وارد کنگره می‌شود، بماند و خوب سفر کند و درمان و رها شود.








سخنان مسافر سعید محسن:

شاید برای شما جایی تعجب باشد که چگونه همه این مواد را استفاده می‌کردم. من در اول کار با حشیش و الکل شروع کردم و چیزی که در جامعه رواج داشت، این دو ماده زیاد اعتیاد ندارد. من در زندگی خود یک ورزشکار بودم و همیشه شاد زندگی می‌کردم حتی سیگار هم مصرف نمی‌کردم. بعد از دوران خدمت برای کار به عسلویه رفتم و آنجا بود که با تریاک آشنا شدم و آن‌هم به این دلیل بود که یک بیماری در آنجا شیوع پیدا کرد که بچه‌ها دچار اسهال خونی شدید می‌شدند و یکی از دوستانم گفت که دکتر گفته است، اگر کسی تریاک استفاده کند دچار این بیماری نمی‌شود، من و چند نفر از دوستانم که همه ورزشکار بودم شروع به استفاده از تریاک کردیم.




بعد از آمدن به شهر خودم به‌صورت تفریحی به این کار ادامه دادم چون به‌اصطلاح خودم من با بقیه دوستانم فرق می‌کردم و ورزشکار بودم و معتاد نمی‌شدم، تا روزی که دیگر نخواستم مصرف کنم فشار زیادی به بدنم آمد و نمی‌دانستم که این‌ها علائم خماری است به هر جان کندنی بود بعد از دو هفته توانستم ترک کنم و کمی به حالت عادی برگشتم و دیدم که من می‌توانم ترک کنم و هیچ اتفاق خاصی به وجود نیامد و بدنم قوی‌تر از دوستانم است و آن‌ها هم تأیید می‌کردند. دوباره شروع به مصرف کردم تا مصرفم به هروئین، متادون و ترامادول رسید. در این زمان بود که احساس حقارت و پستی زیادی در من به وجود آمد و اقدام به ترک کردم ولی این بار نتوانستم و در دام اعتیاد گیر افتاده بودم. از دوستانم شنیده بودم که شیشه مرفین را از بین می‌برد و اقدام به مصرف شیشه کردم و درعین‌حال که شیشه مصرف می‌کردم قرص خواب‌آور، شیره، ترامادول، متادون و حشیش دوباره اضافه شد.

خیلی اقدام به ترک کردم ولی نمی‌توانستم و روزبه‌روز انسانی که در ورزش بود در دام اعتیاد افتاده بود و راه نجاتی نداشت. حرف‌هایم را کوتاه می‌کنم قبل از ورود به کنگره اقدام به ترک با الکل کردم که اصلاً حالت تعادل را از من گرفت و در روز دوم بود که به دوستم گفتم من دیگر معتاد شده‌ام و راه گریزی نیست، من را به حال خود رها کن. با ناامیدی تمام از خداوند خواستم که کمکم کند، چون همیشه دیواری کوتاه‌تر از خداوند برایم نبود و همیشه به خداوند می‌گفتم چرا من، مگر من چه گناهی مرتکب شدم، این‌همه انسان بد، من داشتم زنگی خودم را می‌کردم. لحظه‌ای که از حرف خود برگشتم و مسئولیت کارهایم را پذیرفتم و درخواست کمک کردم خداوند راه را به من نشان داد، با تماسی که با یکی از دوستانم گرفتم و گفتم آن جای که گفتی درمان می‌کنند کجا بود، به کنگره آمدم و با خواسته قوی و تسلیم بودن سفر کردم تا به درمان رسیدم.

" شیطان از محبت کردن انسان‌ها به هم گریزان است "





سخنان کمک راهنمای محترم خانم مهین:

خداوند را شکر می‌کنم که دوباره در این جایگاه قرار گرفتم. تقارن این دستور جلسه و شب آرزوها با این تولد خیلی برای من پر شگون بود. تبریک می‌گویم به آقا سعید و همسفر گرامی‌شان، همچنین پدرشان. از خانم مرضیه در سفر اول بسیار راضی بودم و خیلی از ایشان آموزش گرفتم. در اوایل باور اعتیاد برایشان سخت بود و همیشه می‌گفتند پذیرش این موضوع عذاب‌آور است و می‌گفتند که من درراه گریه می‌کردم و از خودم می‌پرسیدم که من اینجا چه‌کار دارم. اما خدا را شکر وقتی علم کنگره را گرفتند با خواسته قوی که داشتند شروع به حرکت کردند. بعد که صورت‌مسئله اعتیاد را فهمیدند تعریف می‌کردند که با پسرشان سی‌دی‌ها را گوش می‌کنند و می‌نویسند و صبح‌ها پیاده‌روی می‌روند و من خیلی از این صحبت‌ها لذت می‌بردم. وقتی جهان‌بینی تغییر کند، می‌تواند یک همسفر را با مسافر همراه کند.



سخنان همسفر مرضیه:

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک                به‌جز مهر به‌جز عشق دگر هیچ نکاریم

خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرا گرفتم و از همه دوستانی که در تولد ما حضور داشتند تشکر می‌کنم. هر مشارکتی کردید در درون خودتان هست و تعریف‌هایی که از سعید کردید وظیفه‌اش هست چون خیلی به کنگره مدیون است. من به‌عنوان مادری که یک مصرف‌کننده در خانواده دارد خیلی زجر می‌کشیدم و نمی‌توانستم برایش کاری انجام دهم. شناختی از اعتیاد نداشتم و برنامه‌هایی که از تلویزیون می‌دیدم را برای او می‌گفتم که چقدر اعتیاد خطرناک است و پسرم می‌گفت فکر کنم می‌خواهی من معتاد شوم و من می‌روم معتاد می‌شوم و من می‌ترسیدم. بیشترین آزار و اذیت ایشان دیر آمدن به خانه یا درست سرکار نرفتن بود و من شک کرده بودم اما نمی‌خواستم باور کنم که اعتیاد دارد. یک روزبه خانه‌ای رفتیم که پسرم در آنجا مصرف می‌کرد و با صحنه‌ای مواجه شدم که پسرم در حال کشیدن قلیان و تریاک بود و به ما گفت که من مصرف‌کننده مواد مخدر هستم. من فریاد می‌کشیدم و از عصبانیت به او گفتم برو سیانور بخور و خودت را بکش، چون من اعتقاد داشتم که مصرف‌کننده مواد مخدر باید بمیرد تا اعتیادش از بین برود. من حال خوبی نداشتم و پدرش به من گفت که شما برو من با او صحبت می‌کنم، به پدرش گفته بود که من مصرف‌کننده مواد مخدر هستم و تازه به کلاسی می‌روم به اسم کنگره 60 که گفته‌اند در روز باید 3 مرتبه تریاک استفاده کنید. اول برای من خیلی تعجب‌آور بود که اینجا کجاست که می‌گویند برو تریاک بکش و همه‌جا مواد را قطع می‌کنند. اما تغییرات بعد از یک ماه خیلی خوب بود و جمله جالبی که از او شنیدم  و برای من تأثیرگذار بود این بود که می‌گفت " من خودم باعث شدم معتاد شوم و هیچ‌کسی دخالتی نداشته " من متوجه شدم این کلاس‌ها بسیار مفید است که توانسته دیدگاه شخص را تا این حد تغییر دهد. به من گفت که یک مسافر نیازمند یک همسفر هست و اگر می‌توانید به کنگره بیایید و از ایجا بود که من همسفر سعید شدم.



در آخر کمک راهنما آقای حسینی و کمک راهنما خانم مهین و همسفر مرضیه و مسافر سعید محسن از آقای مهندس دژاکام و خانواده گرامی‌شان، آقای امین، ایجنت محترم و مرزبانان و تمام دوستان که حضور پیدا کردند تشکر کردند.





















































































نگارش : مسافر سعید محسن

عکس : مسافر سعید





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox