درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

کارگاه آموزشی عمومی؛ پنج شنبه 95/03/06

نوشته شده توسط :علی حسینی
شنبه 8 خرداد 1395-05:16 ب.ظ


پنجشنبه 6 خرداد ماه 1395 جلسه دوازدهم از دوره بیست و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 منطقه اصفهان نمایندگی سلمان فارسی به استادی آقای محمد فنایی و نگهبانی آقایمهدی و دبیری آقای محسن با دستور جلسه: "در استحکام پایه های مالی وعلمی کنگره٬من چه کرده ام" و "جشن پنجمین سال رهایی مسافر علی" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. 

به‌هرحال چند ماهی از سفرم را به‌خوبی پشت سر گذاشتم تا اینکه به مقطعی رسیدم که بعدها فهمیدم که داشتم آن موقع درگیر بازی نفسم می‌شدم....




اگر کسی صدها مداد رنگی داشته باشد ولی نقاش نباشد شاید نتواند یک گل بکشد ولی کسی که نقاش است با یک مداد می‌تواند زیباترین گل و حتی گلستانی را بکشد. داشتن ثروت نشانه توفیق نیست.





خلاصه سخنان استاد:

در هر سیستم سه عامل نقش اساسی دارند: 1- علم 2- مسائل مالی 3- نیروی انسانی که برای موفقیت باید از این سه عامل برخوردار باشد.

در کنگره هم این‌گونه است. مخصوصاً ازنظر مادی که از هیچ حمایت مالی خارج از کنگره برخوردار نیستیم و نمی‌خواهیم داشته باشیم. مسائل مالی کنگره کاملاً بر عهده اعضا است و همه در حد توان خود باید این کار را بکنند. ما باید بیاموزیم که برای داشتن، باید ببخشیم.



اگر کسی صدها مداد رنگی داشته باشد ولی نقاش نباشد شاید نتواند یک گل بکشد ولی کسی که نقاش است با یک مداد می‌تواند زیباترین گل و حتی گلستانی را بکشد. داشتن ثروت نشانه توفیق نیست.

ازنظر علمی نیز باید ابتدا علم کنگره را بشناسیم.

درمجموع علم به دودسته تقسیم می‌شود: 1- فعلی 2- انفعالی.



علم فعلی علمی است که از باطن آدمی سر می‌زند و تاکنون نبوده و یک ابتکار جدید است.

علم انفعالی علمی است که بوده و هست؛ مانند آنکه یک مهندس از یک‌چیزی طرحی را الگوبرداری کند و چیز جدیدی را ایجاد کند.

علم کنگره یک علم فعلی است که تاکنون وجود نداشته و ما باید از آن پاسداری کنیم.



تمام افراد کنگره حتی یک سفر اولی اگر بر اساس اصول کنگره حرکت کنند در حال حمایت از علم کنگره هستند. کسانی که بعد از درمان کنگره را رها می‌کنند و می‌روند، قدر لطف بزرگی که به آن‌ها شده است را نمی‌دانند. ما هرچقدر در کنگره خدمت کنیم بازهم در برابر درمان بیماری اعتیاد ما بسیار کوچک است و اگر قدر آن راندانیم، آن را از دست می‌دهیم.

باید این را بدانید که بله و بلا باهم است. اگر چیزی را خواستیم و به آن بله گفتیم باید برای به دست آوردنش رنج آن را بکشیم. زرنگ کسی است که پس از درمان می‌ماند و سختی‌های خدمت را می‌کشد که البته بسیار شیرین است، نه آن‌کسی کنگره را ترک می‌کند.



دستور جلسه دوم و تولد مسافر علی:

علی عزیز با تخریب تریاک وارد کنگره شد ولی در ابتدا هیچ باوری به درمان نداشت ولی وقتی صورت‌مسئله اعتیاد را شناخت به‌خوبی سفر اول را طی کرد و در زمان مناسب به درمان بسیار خوبی رسید.

علت این امر نکاتی بود که باید از کنگره دریافت می‌کرد و دریافت کرد، ازجمله به‌موقع آمدن، خدمت کردن، مطالعه کردن، انجام تکالیف و... که نتیجهٔ این‌ها می‌شود یک درمان خوب که این نشانه عدالت است و به میزانی که این امور را انجام دهید، درمان بهتری دارید و علی از کسانی بود که درمان بسیار خوبی داشت.

چون در آموزش‌وپرورش هم بودند علاقهٔ زیادی برای نوشتن و سؤال جواب داشت و در حال حاضر هم آزمون‌های کمک راهنمایی را ایشان با عشق برگزار می‌کنند.




اعلام سفر مسافر علی:

آنتی ایکس: تریاک، تخریب: بیش از 10 سال، سفر اول: 13 ماه و 14 روز، راهنما: آقای محمد فنایی، رهایی: 5 سال و 2 ماه و 3 روز، رشته ورزشی: شنا و والیبال







آرزوی مسافر علی: آرزو می‌کنم که تمام سفر اولی‌ها به سفر دوم برسند و سفر دومی‌ها همواره شکرگذار رهایشان باشند.




آرزوی همسفر مریم: آرزو می‌کنم که خداوند عمر طولانی به آقای مهندس عطا فرماید.



سخنان کمک راهنما مسافر علی:

درگذشته من هم مانند تمام مسافران تجربه‌های تلخی از دوران مصرف داشتم و به‌نوعی با دنیایی از ناامیدی٬ ترس و نفرت وارد کنگره شدم ولی با وردم به کنگره روزنهٔ نور و امیدی برایم باز شد و در ادامه تمامی این مسائل کم‌کم حل گشت و برای همین است که به یک سفر اولی میگویند که باید صبر داشته باشد.

به‌هرحال چند ماهی از سفرم را به‌خوبی پشت سر گذاشتم تا اینکه به مقطعی رسیدم که بعدها فهمیدم که داشتم آن موقع درگیر بازی نفسم می‌شدم.

خدمت آقای فنایی راهنمای عزیزم رسیدم و از کم بودن داروی مصرفیم گلایه کردم و گفتم که انگار داروی مصرفیم یک مقدار کم است در آنجا بود که ایشان سریعاً به من گوشزد نمودند که مواظب بازی‌های نفسم باشم و قطعاً این مشکل نیز بازی نفسم بوده و زاییدهٔ افکار غلط من است و همان‌جا برای من راهکار سه روز سقوط آزاد را تجویز نمودند. چشمتان روز بد نبیند خیلی این سه روزبه من سخت گذشت ولی با هر سختی و مشکلی که بود این سه روز را پشت سر گذاشتم و از آن وادی سربلند بیرون آمدم و با احترام به حرف راهنمایم خیلی از مسائلم در آن مقطع حل گشت و از آن به بعد خیلی راحت سفر کردم و به انتهای سفرم رسیدم.

در ابتدای سفر دومم با آموزش‌هایی که کسب کرده بودم جرقهٔ خدمت در کنگره در من زده شد و در پایان همان سال به جایگاه کمک راهنمایی نائل آمدم. مسئله‌ای که هست اینکه من برای رسیدن به این جایگاه کار سختی را انجام ندادم و تنها با گوش کردن به صحبت‌های راهنمایم و احترام به قوانین و حرمت‌های کنگره بود که توانستم به این جایگاه برسم.

درنهایت بسیار خرسندم و از آقای مهندس و خانوادهٔ گرامیشان٬ راهنمای عزیز خودم و راهنمای همسفرم و تمامی دوستانی که با مشارکت در این جشن مسئولیت من در ادامه را دوچندان نمودند سپاسگزاری می‌کنم.



سخنان کمک راهنما سرکار خانم الهه:

 خداوند را شاکرم که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و در ابتدا به خواهر لژیونی عزیزم خانم سمیه از همین‌جا تبریک عرض می‌کنم زیرا خانم مریم چند وقتی را قبل از ورود به لژیون بنده در خدمت ایشان بوده‌اند و از راهنمایی‌های ایشان استفاده می‌نمودند.

بار دیگر شاهد جشنی دیگر در کنگره هستیم این خود نشانگر تفکر درستی است که در پشت حرکت درست کنگره بوده و هست که اگر این‌طور نبود قطعاً امروز نمی‌توانست چنین خیرات و برکاتی را با خود به همراه داشته باشد.

همسفر در کنگره بال پرواز یک مسافر است و همین‌طور که میدانیم اگر هر پرنده‌ای حتی یک بال نداشته باشد قادر به پرواز نخواهد بود. در کنگره اولین چیزی که یک همسفر فرامی‌گیرد بخشش است و پذیرفتن این موضوع که در هر جایگاهی که هست دقیقاً عین عدالت است. باید در جای خودم بنشینیم و به آنچه علاقه دارم مشغول باشم٬ به‌هرحال یک نفر به کمک من می‌آید و آن راهنما است. اگر گوش‌به‌فرمان راهنما باشم و صبر و استقامت را سرلوحهٔ زندگی خود قرار بدهم مطمئناً می‌توانم درست سفر کنم و حرکت درست برای ما بسیار تا بسیار مهم است و اینکه من همین‌طوری بیایم و بروم و یا اینکه فکر کنم که منتی بر سر دیگری دارم کاملاً رویکرد و فلسفهٔ اشتباهی است. باید بدانم که تمام آنچه انجام می‌دهم تماماً خدمت به خودم است و مریم عزیز هم همین‌طور بودند و با حرکت درستشان در کنار آقای حسینی قرار گرفتند و توانستند به این جایگاه برسند و آرامش را با حضور و حرکت در کنگره برای خودشان به ارمغان بیاورند. امیدوارم که این جایگاه روزی همگان گردد.



سخنان همسفر مریم:

بار دیگر خداوند را شاکرم که در جشنی دیگر در خدمت شما عزیزان هستم. تجربه‌ای کوتاه از سفرمان در کنگره دارم که برای شما عزیزان میگویم.

مسافر من به‌صورت آشکارا مصرف مواد نداشتند و ما اطلاع چندانی از مصرف ایشان نداشتیم ولی بعد از چند ماهی که از ورودشان به کنگره گذشت یک روز به خانه آمدند و گفتند که بنا به دلایلی مصرف‌کننده شده‌اند و اینک نیز در مکانی در حال درمان اعتیاد خود هستند و من نیز باید کمک‌حال ایشان در این مسیر باشم.

ابتدا در آن مقطع این موضوع را قبول نکردم و گفتم این چه ترکی است که به شما دارویی می‌دهند که همان مواد مصرفی شما است. در ادامه به‌وضوح تغییرات را در ایشان می‌دیدم ولی بازهم قادر به قبول این موضوع نبودم تا اینکه برای رهایی ایشان به کنگره آمدم و در همان بدو ورودم متوجهٔ درستی این روش شدم و دریافتم که اینجا با جاهای دیگر فرق دارد. همسفران بامحبت و صمیمیت من را در جمع خودشان پذیرفتند و از همه مهم‌تر کنگره آرامش خاصی داشت که مرا به این مکان بیشتر جذب می‌کرد و همین موضوعات باعث شد که من در کنگره ماندگار شدم.

در ادامه با آموزش‌هایی که دریافت کردم متوجه شدم که فقط مسافرم مشکل نداشته و من هم‌مقدار زیادی مشکل داشتم که از آن‌ها بی‌خبر بودم کم‌کم با سفر کردن مشکلات یکی پس از دیگری حل شدند و با پیدا کردن شناخت زندگی برایم بسیار زیبا شد.

در آخر از تمامی اعضا کنگره تشکر می‌کنم و بهترین‌ها را برای شما عزیزان آرزومندم.

نگارش: مسافر امید و مسافر اشکان

عکس: مسافر سعید محسن


















































نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox