تبلیغات
وب لژیون مسافر سید علی حسینی - یکمین سالگرد رهایی مسافر علی یزدانی
 
درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

یکمین سالگرد رهایی مسافر علی یزدانی

نوشته شده توسط :فرزاد @کنگره 60
شنبه 15 آبان 1395-11:48 ب.ظ

پنج‌شنبه 13 آبان ماه 1395 جلسه ششم از دور بیست و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60؛ منطقه اصفهان، نمایندگی سلمان فارسی به استادی کمک راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر مسعود  با دستور جلسه: "تجربه من از روشهای ترک اعتیاد و روش درمان DST ، بهترین راه" و "جشن اولین سال رهایی مسافر علی" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود




خلاصه سخنان استاد:

آقای علی حسینی با اشاره به دستور جلسه تعدادی از روشهای ترک را نام برده و در ادامه افزودند : در تمام روشهای ترک فقط به صورآشکار پرداخته می‌شود و توجهی به صور پنهان نمی‌شود، بسیاری افراد مانند خود من با روشهای مختلف مواد مخدر را ترک کردیم اما به دلیل مشکلات باقی مانده در صور پنهان، دوباره به سراغ مواد مخدر رفتیم. طولانی‌ترین زمانی که من در ترک باقی ماندم 9ماه بود که همراه با قرص بود، پس از سفر حج دوباره شروع به مصرف نمودم ، پیش از ترک مصرف من روزانه 4گرم بود که بعد از 2ماه از مصرف مجدد مصرفم به 6-5 گرم افزایش پیداکرد که تخریب قرصهای زمان ترک هم به آن اضافه شد.

استاد سپس به تشریح روش درمان DST پرداخت و گفت: شخص در ابتدای ورود به کنگره با مثلث درمان یعنی "جسم- روان- جهان‌بینی (تفکر)" آشنا می‌شود که این سه بخش بایست باهم درمان شده و به تعادل برسند.

جسم: فرد معتاد با مصرف مواد مخدر در جسم خودش تخریب ایجاد کرده و جسم را از تعادل خارج نموده، تا وقتی مواد مخدر به این جسم می‌رسد کم و بیش کار خود را انجام می‌دهد و حتی ممکن است با مصرف مواد مخدر باز هم بدون تعادل باشد.


جهان‌بینی: تفکر و جهان‌بینی فرد مصرف کننده، تفکری افیونی است، همه چیز را بر اساس مواد مخدر می‌سنجد و حتی برای آینده با در نظر گرفتن مواد تصمیم گیری می‌کند.

روان: افرادمصرف کننده از نظر روان داری تعادل نیستند و این در رفتار و عملکردشان مشخص است. وقتی در حال خماری است یک رفتاری دارد و وقتی مصرف کرده یا نشئه است رفتارش طور دیگری است. شاید خود فرد مصرف کننده متوجه نشود ولی دیگران این تضاد رد رفتار را بخوبی متوجه می‌شوند.

روش DST : "D" به معنی دژاکام که بنیان کنگره60 هست و ضریب 0.8 که برای کاهش OT در حال حاضر و در گذشته برای اپیوم به کار می‌رفت. "S" ابتدای کلمه "step" و به معنی گام یا همان پله‌های 21 روزه که برای افزایش یا کاهش میزان مصرف دارو در نظر گرفته شده. "T" برای "time" یا زمان است که میانگین زمان درمان در سفر اول یعنی 10 تا 11 ماه را نشان می‌دهد.

افرادی که به درستی از روش درمان DST استفاده می‌کنند در همان پله‌های سوم یا چهارم به اعجاز این روش پی می‌برند و به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن این فرصت نمی‌شوند و حتی بیشتر سعی می‌کنند از دیگر امکانات کنگره مانند جلسات، سی دی‌ها و نشریات استفاده کنند. آقای مهندس هم در بسیاری از صحبتهایشان گفته‌اند که شخصی که روش درمان DST را درک کند در سفر اول خود چنان لذتی می‌برد که در هیچکدام از سفرهای بعدی نیست، چون در سفر اول بنیان و شالوده یک زندگی جدید را دارد پایه‌گذاری می‌کند.

دستور جلسه دوم:

در ادامه جلسه استاد ضمن معرفی "مسافرعلی" ادامه داد: دستور جلسه هفته‌ی قبل "از فرمانبرداری تا فرماندهی" بود و مسافر علی هم مانند دیگر دوستانشان که به رهایی رسیده‌اند یا در حال رسیدن به رهایی هستند یکی از نمونه‌های بارز این دستور جلسه است. مسافر علی در طول سفر یک لحظه غفلت نکرد و با هیچ مشکلی غیبت نکرد حتی مشکلاتی که افراد دیگر به خاطر آن بارها غیبت کردند. مسافر علی برای دستور جلسه این هفته نیز یک نمونه شاخص است، چون روش DST را با دقت و کامل اجرا می‌کرد.

مسافر علی هم در لژیون و هم در جلسات عمومی مشارکت فعال داشت ، یک دوره دبیر لژیون بود و بعد از رهایی نیز دبیر لژیون برای حضور غیابها و نامه‌های کلینیک است. او یکسال و یکماه پیش به رهایی رسید و از یکماه پیش از رهایی به دنبال خدمت برای بعد از رهایی بود. بعد از رهایی نیز در کلینیکها شروع به خدمت نمود. در ورزش هم در تیم والیبال لژیون مشارکت داشت و حتی در ورزش جمعه‌ها نیز غیبت نداشت و امروز حاصل این سختکوشی را برای خود و دیگران به نمایش گذاشته است.

پس از آن استاد جلسه افزود: این روز زیبا را خدمت مهندس دژاکام ، خدمت خانم آنی، ایجنت محترم، راهنمای خودم آقای فنایی و راهنمای همسفرش ، خانم داودی و همه‌ی اعضای کنگره60 و بخصوص خود مسافر علی و خانواده‌اش تبریک می‌گویم و امیدوارم در ادامه‌ی سفر قوی‌تر عمل کند و به جایگاه کمک راهنمایی نیز برسد چون سال گذشته به دلیل زمان رهایی نتوانست در امتحانات شرکت کند ولی همسفرش در امتحانات شرکت نمود و به کمک راهنمایی رسید و امیدوارم امسال بتواند شرکت کند و به کمک راهنمایی نایل گردد.

و در پایان استاد جلسه پیامی که برای مسافر علی برای روز تولدش نوشته شده بود را خواند:

علی عزیز، با خواست، تلاش و درخشش الله از گذرگاه خوفناک اعتیاد عبور نمودید، اکنون با پایان برگ ریزان خزان و آغاز فصل زمستان جدید برای شما تبریکات صمیمانه داریم، حال می‌توانید بگویید که توانستم و می‌شود، پس آن کنید که فرمان است.


اعلام سفر مسافر علی:

آنتی ایکس مصرفی: شیره و تریاک. بیش از 15 سال تخریب. 11ماه سفر کردم به راهنمایی راهنمای خوبم آقای سیدعلی حسینی به روش DST ، همراه با داروی OT ، میزان مصرف در شروع TDS:3 و مدت رهایی 400روز.





آرزوی مسافر علی:

آرزو می‌کنم آنقدر شعبه‌های کنگره60 زیاد شود که هیچ تازه واردی پشت درب نماند.

آرزوی همسفر سهیلا:

یک روزهایی هستند که آنقدر حال آدم خوب است که هیچ چیزی نمی‌تواند حالش را خراب کند، داشتن این روزها را برای همه آرزو می‌کنم.




خلاصه سخنان مسافر علی:

همه چیز از یک تصادف آغاز شد، بعد از تصادف مچ دست و کتفم آسیب دید ، مچ دستم بهبود یافت اما هیچ پزشکی متوجه شکستگی کتفم نمی‌شد و برای کم کردن درد به من مرفین تزریق می‌کردند، در اوایل دریافت مورفین، هر تزریق برای یک هفته درد را تسکین می‌داد اما به مرور بدنم عادت می‌کرد و تعداد روزها کم می‌شد تا آنکه من هر روز باید مورفین تزریق می‌کردم. البته آنروز دلیل این را نمی‌دانستم، مورفین هم به سختی اجازه تزریق می‌دادند ، گاهی چند روز درد می‌کشیدم ولی اجازه تزریق نمی‌دادند تا اینکه یکی از دوستان مواد مخدر را به من معرفی کرد که امیدوارم خودش هم به کنگره بیاید و درمان شود. بهر حال از سر ناچاری و از بسیاری درد به عواقب مصرف مواد مخدر توجهی نداشتم. تریاک هم مانند مورفین در اوایل مصرف برای یک هفته جوابگوی درد کتفم بود ولی به مرور بدنم به آن هم عادت کرد و مصرفم به هر روز رسید. بعد از مدتی پزشکان دلیل درد را پیدا کردند و با جراحی و رفت و آمد زیاد درد بر طرف شد ولی مواد مخدر باقی ماند. بسیار سخت بود در خانواده‌ی من و خانواده‌ی همسرم هیچ فرد سیگاری هم نیست و من به سختی مصرف می‌کردم و برای ترک هم بارها و بارها اقدام کردم، شاید تا 30 مرتبه ترک کردم  و به جز سم‌زدایی همه‌ی روشهای ترک را تجربه کردم، چه آنروزی که یک روزه ترک کردم و آنوقت که 11ماه پاکی داشتم آنقدر حالم خراب بود که آرزو می‌کردم همان مریضی سابقم برگردد و جانم را بگیرد. همسرم هم به مصرف من پی برده بود و از من می‌خواست که ترک کنم و من هم توضیح می‌دادم که باره سعی کرده‌ام ولی نشده، تا اینکه یکی از دوستانم کنگره را به من معرفی کرد ولی من قبول نمی کردم، به خاطر تجربه‌ی ترکهای نا موفق قبلی اصلا باورم نمی‌شد یک شب بتوانم بدون مصرف مواد مخدر راحت بخوابم.

وقتی با اصرار دوستم برای اولین بار به کنگره آمدم باورم نمی‌شد اینجا کسی مصرف کننده باشد اما پس از پرس و جو ، فهمیدم که اینجا بعضی مصرف کننده‌اند و برخی به رهایی رسیده‌اند، آن روز من برای اینکه دوستم دیگر اصرار نکند ، آمده بودم 10 دقیقه سرک بکشم و بروم اما دیگر نتوانستم دل از کنگره بکنم. بعد که به خانه برگشتم با همسرم در میان گذاشتم، او هم گفت امید به خدا ، ادامه بده.

در ابتدای ورود به کنگره لژیون آقای حسینی را انتخاب کردم و ایشان هم به سختی مرا پذیرفت و خیلی امروز و فردا کرد برای پذیرش من. به هر حال سفرم را شروع کردم و بسیار راضی بودم ، قبلا در زمان ترک ، چندین نوع قرص مصرف می‌کردم ولی باز هم از بدن درد خوابم نمی‌برد، اما از روزی که سفرم را شروع کردم تا امروز که 13 ماه از رهایی‌ام می‌گذرد یک بار هم در هیچ جای بدنم درد احساس نکرده‌ام.

بعد از یکماه که از سفرم گذشت متوجه شدم که اگر در کنگره نتوانم نتیجه بگیرم ، هیچ جای دیگر هم نمی‌توانم نتیجه بگیرم پس تمام تلاش و وقتم را برای سفر اول به کار بستم تا نتیجه گرفتم و به رهایی رسیدم.

در پایان از اقای مهندس ، خانم آنی و آقای امین بسیار تشکر می‌کنم، از راهنمای خوبم آقای حسینی که بسیار زحمت کشیدند و همینطور از راهنمای همسفرم خانم داودی تشکر می‌کنم، از ایجنت شعبه، از مرزبانان و از قسمت نشریات سپاسگزارم و از همسفرم که در سفر اول بسیار همراهی کرد و دختر و پسرم بسیار تشکر می‌کنم و از تمامی اعضای کنگره60 بسیار سپاسگزارم.


خلاصه سخنان کمک راهنما همسفر داودی:

خداوند را سپاسگزارم که یک بار دیگر فرصت حضور در این جایگاه و این مناسبت نصیب من گردید، در ابتدا اولین سال رهایی مسافر علی را به خودش و راهنمای ایشان تبریک می‌گویم.

در مورد همسفر خانم سهیلا، ایشان فرمانبردار بسیار خوبی بود که به فرماندهی رسید، با حضور خوب در لژیون بسیار موفق سفر کرد و به کمک راهنمایی رسید و هفته آینده شال کمک راهنمایی را نیز از دست آقای مهندس خواهد گرفت، به او تبریک می‌گویم و همینطور به دختر و پسرشان تبریک می‌گویم و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.


خلاصه سخنان همسفر سهیلا:

تا زمان می‌گذرد، زندگی می‌گذرد

زندگی در گذر است؛ آدمی رهگذر است

زندگی یک سفر است، آدمی همسفر است

آنچه می‌ماند از او راه و رسم سفر است

همانطور که دوستان مسافر علی تعریف کردند ، او همانطور که در سفر و در کنگره با نظم بودند در زندگی هم انسان منظمی بود، در اوایل زندگی ، سختی زیادی داشتیم ولی با پشتکار و نظم از سختی‌ها گذشتیم و به چیزهایی که می‌خواستیم رسیدیم. من از ایشان تشکر می‌کنم بخاطر اینکه همسر خوبی بودند و تبریک می‌گویم هم به خاطر اینکه سفرشان را به خوبی به پایان رساندند و هم به خاطر موفقیت در خدمتگزاری در کنگره60.

از راهنمای خودم خانم داودی و راهنمای مسافرم آقای حسینی تشکر می‌کنم و همینطور از برادرم که کمک کردند و اکنون هم سفرش را شروع کرده که امیدوارم به رهایی برسد و از همه اعضای کنگره60 کمال تشکر را دارم.

نگارش: مسافر حمیدرضا

عکس: مسافر محمد
















نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox