تبلیغات
وب لژیون مسافر سید علی حسینی - برداشت و خلاصه ای از سی دی قوانین
 
درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

برداشت و خلاصه ای از سی دی قوانین

نوشته شده توسط :فرزاد @کنگره 60
سه شنبه 20 بهمن 1394-10:33 ب.ظ

اهمیت شناخت صور پنهان انسان

بحث پیرامون صور پنهان در برخی موارد سخت و قابل‌اثبات نیست  مگر اینکه انسان‌های دیگر با تفکر و اندیشه‌ و ایمان آن را اثبات کنند اطلاعات هفت پیکره انسان و صور پنهان و حس‌های بسته به چه دردی می‌خورد ؟

بحث پیرامون صور پنهان در برخی موارد سخت و قابل‌اثبات نیست  مگر اینکه انسان‌های دیگر با تفکر و یا اندیشه‌ای و ایمانی آن را اثبات کنند .

حالا اطلاعات هفت پیکره انسان و صور پنهان و حس‌های بسته به چه دردی می‌خورد؟

این همه دانشمندان تلاش می‌کنند برای شکافتن هسته‌اتم، با هزینه‌های بسیار اما در مورد انسان این همه تلاش انجام نمی‌گیرد فرضیه‌هایی شکل می‌گیرد که فرد دیگری می‌آید و آن فرضیه را رد می‌کند و صدمات این مسئله به انسان می‌خورد.

علت وجود بیماری‌های انسان‌ها نتیجه  این است که اجازه کار روی صور پنهان انسان داده نمی‌شود و مسئله را به خرافات می‌کشانند و به همین دلیل در حال حاضر میلیون‌ها معتاد و میلیون‌ها بیمار روانی داریم.

اگر شناخت به وجود بیاید و انسان را بشناسیم این بیماری هایی که برچسب مزمن به آن‌ها زده می‌شود قابل‌درمان خواهد بود.

ما در کنگره بیماری‌های دیگری داشتیم و به علت اینکه صور پنهان را می‌شناختیم این بیماری‌ها درمان شدند مثل بیماری صرع. در کنگره 60 به این نتیجه رسیدیم که با درمان سیستم ایکس بیماری‌های دیگر هم درمان می‌شود.

شناخت صور پنهان انسان باعث می‌شود که بتوانیم مشکلات انسان و مشکلات حیات را حل کنیم. اعتیادی که غیرقابل درمان بود در کنگره حل و درمان شد و در آینده هم روی بیماری‌های روانی باید کارکنیم و همه این‌ها در پرتو شناخت صور پنهان انسان صورت می‌گیرد.

برخی از بزرگان می‌گویند ما وجود صور پنهان را قبول نداریم چون آن را نمی‌بینیم، ما آنچه که از انسان  می‌دانیم قطره‌ای است در برابر اقیانوس ناشناخته‌ای از انسان.

هنوز هم در تعریف انسان می‌گویند موجودی با فطرت پاک،  انسان مملو از فضایل و رذایل است و بین دو قطب قرارگرفته، فطرت فرشته پاک است چون مسائل منفی را اصلاً بلد نیست و نمی‌تواند انجام دهد.

انسان در یک دوراهی قرار گرفته و تا زمانی که دیکته به او نگفته‌اند صفر است و اگر دیکته را نوشت مشخص می‌شود غلط دارد یا نه پس نمی‌توانیم بگوییم پاک هم هست بلکه در یک نقطه خنثی است تا زمانی که به انسان دیکته بگویند.

فرق بین انسان‌های طبیعی و رمال‌ها و جادوگرها در این است که اگر انسان طبیعی صد حرف راست و درست بگویند هیچ اتفاقی نمی‌افتد اما اگر یک دروغ بگوید رسوا می‌شود اما جادوگرها و رمال‌ها اگر یک حرف راست بگویند کار و کاسبی شان رونق نمی‌گیرد.

اطلاعات جامع و کاملی در کتاب‌های پیامبران الهی وجود دارد که در رابطه با صور پنهان است و خیلی از این‌ها ثابت شده است و پیشگویی‌های بسیاری در کتاب شریف وجود دارد و مستنداتی که نمی‌توان آن‌ها را رد کرد، پس با این حساب یک جهان دیگری و نیروهای دیگری وجود دارد که ما باید این‌ها را جستجو کنیم 

 باید هسته انسان شکافته شود، باید صور پنهان انسان مورد ارزیابی قرار بگیرد و باید بدانیم که چیست؟

این کاوش‌ها و جستجوها کار بسیار سخت و دشواری است، باید حد میانه را پیدا کرد و بدون هیچ‌گونه پیش‌داوری و قضاوت و هیچ‌گونه تعصبی به جستجو بپردازیم 

انسان‌ها به دو گروه تقسیم‌شده‌اند:

  • یک گروه هیچ‌کدام از جهان‌ها را قبول ندارند و می‌گویند آنچه را که می‌بینیم و می‌توانیم با دیدن به اثبات برسانیم را قبول داریم و به ستیز برمی‌خیزند تا اعتقاداتشان را گسترش بدهند و در این ستیز همه چیز را به سخره هم می‌گیرند و با تعصب خودشان مانع شناخت انسان می‌شوند.
     
  • و گروه دیگر هم هستند که از خداوند هم پیشی گرفته‌اند و تا جایی که فرستاده‌های خداوند را آن قدر بالابرده‌اند که انگار خداوند منتظر اجازه از آن‌هاست و آن‌ها ارزش بالاتری نسبت به خداوند پیداکرده‌اند.

یکی از بزرگان می‌گفت:

«انگشت اشاره ماه را نشان می‌دهد، انگشت اشاره آدرس را نشان می‌دهد و هدف دیدن ماه است و پیامبران هم انگشت اشاره هستند و این گروه آن قدر پیش‌رفته‌اند که ماه را فراموش کرده‌اند و فقط به انگشت اشاره متمرکز شده‌اند و البته انگشت اشاره‌ای که راه و آدرس درست را نشان می‌دهد بسیار قابل احترام و قابل ارزش است».

اما به هر حال انگشت اشاره مقصد و هدف نیست و هدف ماه است، اگر انسان با همه پیامبران هم نشین باشد به هیچ جا نمی‌رسد بلکه باید خود حرکت کند و حتی هدف خود خداوند هم نیست که بخواهیم روزی خداوند را ملاقات کنیم چرا که شاید در همان روز الست که ما پیمان بستیم خداوند را ملاقات کرده‌ایم و یا به نزدیک‌ترین نقطه با او بوده‌ایم  و با خداوند پیمان بسته‌ایم و هدف دیگر خداوند نیست بلکه چیز دیگری است.

قدرت مطلق و معمار بزرگ هستی می‌توانست وز اول طوری ما را خلق کند که فقط دارای صفات نیک باشیم و هیچ صفت بدی نداشته باشیم، مثل برخی از فرشتگان.

اما موضوع انسان و خلقت انسان کاملاً متفاوت است و با اختیاری که به انسان تفویض شد می‌تواند راه خود را به سوی خوبی و یا بدی انتخاب کند، انسان مختار‌الخطا است یعنی که در بدی کردن حق انتخاب دارد اما باید تاوان آن را هم بدهد.

انسان می‌تواند از هر حیوان درنده‌ای درنده‌تر شود و یا می‌تواند از فرشتگان هم بالاتر رود با توجه به اختیار خود 


چیزی که ارزشمند هست اجرای قوانین است و هدف اجرای قوانین و دستورات الهی است و اگر هر روز به انگشت اشاره احترام بگذاری و قوانین را بر روی چشم خود بگذاری اما در عمل و کردار معکوس عمل کنید به بیراهه خواهید رفت و هیچ ارزشی ندارد.

در ابتدا باید ابتدا خودمان را بشناسیم و با صور پنهان خود آشنا شویم تا بتوانیم قدرت مطلق را بشناسیم، اگر انگشت اشاره شمال را نشان دهد و شما به سمت جنوب حرکت کنید قطعاً گم می‌شوید و گمراه خواهید شد.

نگارش :مسافر فرزاد





نظرات() 


سعید محسن
چهارشنبه 21 بهمن 1394 04:51 ب.ظ
با سلام و خسته نباشید خدمت آقا فرزاد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox