تبلیغات
وب لژیون مسافر سید علی حسینی - مراسم سومین سال رهایی مسافر محمد نصر به استادی کمک راهنما آقای علی حسینی؛ پنج شنبه 1395/9/18
 
درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

مراسم سومین سال رهایی مسافر محمد نصر به استادی کمک راهنما آقای علی حسینی؛ پنج شنبه 1395/9/18

نوشته شده توسط :فرزاد @کنگره 60
جمعه 19 آذر 1395-09:18 ب.ظ

پنج‌شنبه 18 آذر ماه 1395 جلسه یازدهم از دور سی و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60؛ منطقه اصفهان، نمایندگی سلمان فارسی به استادی کمک راهنما مسافر علی حسینی،نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر محمد  با دستور جلسه: " وادی چهارم و تأثیر آن روی من  "و "جشن سومین سال رهایی مسافر محمد نصر "رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود .


این وادی آب پاکی را روی دست ما می ریزد و می گوید : همه مسئولیت ها بر عهده خود ماست . اگر امروز در هر جایگاهی هستی عین عدالت است و اگر می خواهی این جایگاه را تغییر بدهی باید بیشترین حساب را روی خودت باز کنی ؛ باید خودت حرکت را شروع کنی ...

خلاصه سخنان استاد : خداوند را شاکرم که یک بار دیگر به جهت خدمت کردن و آموزش دیدن در این جایگاه قرار گرفتم . نوزدهمین سالگرد تولد آقای مهندس را خدمت ایشان ، خانواده ایشان و  کلیه اعضاء تبریک می گویم . انشاالله که امروز بتوانیم با مشارکت هایمان چراغ راه دیگران باشیم . کنگره مکان مقدس و امنی است چون اعمالی که در این مکان انجام می گیرد آن را مقدس می کند این بسیار ستودنی است که یک نفر با مصرف انواع مواد مخدر وارد کنگره می شود و علاوه بر این که به درمان می رسد احیاء پیدا می کند ؛ علاوه بر احیای جسمی به احیای روحی و معنوی هم می رسد . برای این که ؛ این احیاء اتفاق بیفتد نیازمند یک چراغ راه هستیم که آقای مهندس دژاکام هستند که اطلاعات خود را در مورد درمان اعتیاد ؛ در اختیار ما قرار داده اند و این مجموعه را گسترش دادند . برای این که درمان به خوبی اتفاق بیفتد آقای مهندس یک سری ابزار در اختیار ما قرار دادند که عبارتند از : جلسات کارگاه های آموزشی ، لژیون ها ، سی دی ها ، وادی ها و ... وادی اول ، دوم و سوم ؛ وادی تفکر است . وادی چهارم هم تا حدودی وادی تفکر است . وادی اول ، تفکر کردن را به ما می آموزد و ممکن است شخص به گذشته خود برگردد و دچار ناامیدی شود . بلافاصله وادی دوم به این شخص امید می دهد و او را از پوچی نجات می دهد . وادی سوم می گوید : هیچ کس به اندازه خود ما نمی تواند دلسوز ما باشد و به ما کمک کند ؛ بنابراین باید روی خودمان حساب کنیم . 

وادی چهارم گویای مطالب بسیاری است . " در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن " وقتی انسان به یک بن بستی می رسد و با شکست و ناکامی مواجه می شود در اینجا همه چیز را به خداوند می سپارد تا خود را راحت کند و این وادی آب پاکی را روی دست ما می ریزد و می گوید : همه مسئولیت ها بر عهده خود ماست . اگر امروز در هر جایگاهی هستی عین عدالت است و اگر می خواهی این جایگاه را تغییر بدهی باید بیشترین حساب را روی خودت باز کنی ؛ باید خودت حرکت را شروع کنی . مسافری که وارد کنگره می شوند و سفر خود را شروع می کند قطعاً یک دعایی در حق او شده که با این مکان آشنا گردیده است . حال که به واسطه دعای خود یا عزیزانش این بستر برای او مهیا شده ؛ دیگر از این به بعد مسئولیت کارهایش بر عهده خود اوست و باید طوری در این مسیر حرکت کند که خداوند و دیگر انسان ها حامی او باشند . مسافر سفر اول ، وقتی وارد کنگره می شود نیازمند درمان است آن هم در سه ضلع جسم ، روان و جهان بینی . جسم توسط شربت OT در طول یازده ماه به درمان می رسد ؛ اما آنچه مهم است این است که در مسیر سفر قطعاً باید جهان بینی و تفکر شخص عوض شود . اگر شخص از نظر جسمی به درمان برسد ولی جهان بینی او تغییری نکرده باشد او به درمان نرسیده است ! ... این وادی ها کمک بسیار شایانی به ما می کنند تا بتوانیم در درمان خودمان تفکر درستی داشته باشیم و جهان بینی درست با جسم سالم به ما قدرت می دهد تا مسئولیت کارهای خود را بر گردن دیگران نیندازیم . خداوند وظایف خود را به خوبی انجام می دهد و این آدمی است که باید به فرمان برسد . دستهای آسمانی فقط القاء افکار را انجام می دهند و ما در هر جهتی قرار بگیریم آن الهامات و القائات انجام می گیرد . نتیجه گیری از وادی چهارم : مسئولیت هایی را که بر عهده ماست به درستی انجام دهیم و مطمئن باشیم که خداوند هم ما را یاری خواهد کرد . 


دستور جلسه دوم :

آقای محمد نصر با یک حال خراب ، یک جهان بینی افیونی و بیماری جسمی وارد کنگره شد . مصرف کننده مواد مخدر دچار بیماری دو قطبی است چرا که رفتارهایش در حالت نشئگی و خماری باهم فرق دارند و اطرافیانش نمی توانند با او هماهنگ شوند . وقتی شروع به حرکت کرد از نظر جسمی و جهان بینی ؛ تغییرات بسیاری در او قابل مشاهده بود ! ... در؛ درجه اول خانواده متوجه این تغییرات می شوند . وقتی یک مسافر ، خوب سفر می کند قطعاً  یک همسفری در کنار آن مسافر قرار می گیرد ؛ همسفری که تاکنون در مقابل مسافرش قرار می گرفت حالا با شناخت بیماری اعتیاد در کنگره ، در کنار مسافرش قرار می گیرد ؛ خود هم به یک جهان بینی واقف می شود و هر دو به طرف جلو حرکت می کنند و به مقصد و هدف خود می رسند . قطعاً آقای نصر و خانواده محترمشان از این دسته افراد بودند که توانستند دوره درمان را به خوبی سپری کنند و به هدف اول خود که رهایی از مواد مخدر بود رسیدند . 

دوستانی که وارد سفر دوم می شوند به سه دسته تقسیم می گردند : 1- دوستانی که رها می شوند و از کنگره می روند .  2- عزیزانی که رها می شوند ، می مانند و آموزش می گیرند .  3- کسانی که رها می شوند ؛ می مانند ، آموزش می گیرند و خدمت می کنند . 

آقای نصر و خانواده محترمشان جزء دسته سوم هستند . محمد ؛ سفر اول را بدون غیبت سپری کرد ، همه جلسات را حضور داشت ، در سفر دوم در جایگاه مرزبانی خدمت کرد ، همچنین در ورزش باستانی و الان هم راهنمای لژیون ویلیام وایت هستند . انشاالله که در ادامه سفر ؛ ایشان هم به جایگاه کمک راهنمایی نائل شوند . این جشن را در رأس به آقای مهندس و خانم آنی ، آقای محمد نصر ، همسفر محترمشان ، راهنمای همسفرشان و کلیه اعضاء تبریک می گویم . 

اعلام سفر مسافر محمد نصر : 

آخرین آنتی ایکس : تریاک و شیره – مدت تخریب : 18 سال – روش درمان : DST  -  داروی درمان : OT – مدت سفر : 13 ماه و 12 روز – به راهنمایی : آقای سیّد علی حسینی – مدت رهایی : 3 سال 

آرزوی مسافر محمد : آرزو دارم که کنگره 60 جهانی شود و آکادمی تأسیس گردد . 

آرزوی همسفر افسانه : انشالله هر کس که عشق راهنما شدن را در وجودش دارد به این جایگاه برسد . 

آرزوی همسفر ثنا : انشاالله همه پدران به کنگره 60 بیایند و آموزش بگیرند .


خلاصه سخنان مسافر محمد : تشکر می کنم از حضور تک تک شما عزیزان در این جشن ، تشکر می کنم از راهنمای بسیار خوبم آقای سیّد علی حسینی ؛ که اگر آموزش های ایشان نبود بنده این تغییر ، تبدیل و ترخیص را احساس نمی کردم . تشکر می کنم از ایجنت و مرزبانان ، تشکر می کنم از راهنمای لژیون ویلیام وایت ( آقای علیرضا رضازاده ) ، تشکر می کنم از خانم داودی راهنمای همسفرم که اگر لطف ایشان نبود امروز من و همسفرم این جایگاه را لمس نمی کردیم و تشکر می کنم از همسفرم و خدمت ایشان بابت شال کمک راهنمایی تبریک می گویم . 

یکی از مسائل حائز اهمیت ؛ خود حیات است . در وادی چهارم می گوییم : در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن . موضوع وادی چهارم ؛ شناخت انسان ، خویش خویشتن و در نهایت قدرت مطلق است . بنده در اثر اعتقادی که به این نیروی بزرگ نداشتم اعتیاد و تاریکی ها را لمس کردم و امروز در نقطه ایی هستم که خداوند نعمت های بسیار بسیار با ارزشی به من داده است . با یافتن هر کلیدی پا به جهانی می گذاریم که دارای قفل های دیگری است . اگر بنده خواستم موفقیتی کسب کنم و قفل های زندگی ام را باز کنم باید پا به جهانی بگذارم که بتوانم از آن عبور کنم ... این جهان را من به دو تولد تقسیم می کنم ؛ یکی تولد فیزیکی که انسان از طریق یک فرد به دنیا می آید و دیگری تولد معنوی . در تولد معنوی ، انسان از طریق عشق به دنیا می آید . بنده عشق به کنگره داشتم ، تشنه آموزش بودم و هستم ... این تشنگی سیرابی ندارد چرا که به قول بزرگان : زگهواره تا گور دانش بجوی . 


نفس ، تاریک است و روح ، روشن . روح در لایه های نفس ؛ پنهان است مثل کندن یک چاه ! یک چاه کن وقتی می خواهد چاهی را بکند باید لایه های خاک ، سنگ و ... را پس بزند تا به آب تازه برسد ؛ به آب تازه رسیدن یعنی نور . حضور تک تک عزیزان در این مکان ، منشأ نور است حال ، یکی این نور را بیشتر دریافت می کند و یکی کمتر . تجربه آزادی و رهایی از خواسته های معقول من بود و خداوند کنگره را بر سر راه من قرار داد . من غیر از مواد مخدر ، تخریب شخصیتی هم داشتم و با آموزش های کنگره آموختم که نه شیر باشم که همه از من یترسند ، نه پلنگ باشم که نتوانم ستاره را بالای سرم ببینم ، نه گرگ باشم که بخواهم صفت درّندگی داشته باشم ... 

گرچه من زعدم دل خویش خندان زادم 

عشق مرا آموخت شکل دگر خندیدن 

مرا گفت آن یار عیّار ، سگ عاشق به از شیران هوشیار 

آدم باید عاشق شود تا تولد معنوی اش صورت بگیرد . انسان تا زمانی که زمام زندگی خود را به دست نگیرد ؛ نمی تواند امتیاز خوبی به دست آورد . زمام زندگی ما تا وقتی که در ورطه اعتیاد قرار داریم به دست مواد مخدر است وقتی از این وادی رها شدیم تاز گویی متولد می شویم و زندگی ما شروع می شود . من هم چهار سال است که زمام زندگی خود را بر عهده دارم . کنگره 60 انسان ها را به دو دسته کم خرد و خردمند تقسیم می کند ؛ انسان کم خرد همیشه به دنبال حقوق دنیوی است اما انسان خردمند به دنبال معنویّت است ؛ آدم کم خرد از دنیا طلبکار است ولی انسان خردمند ، خود را بدهکار می داند . اگر من خواستم درست حرکت کنم باید تکلیف خود را مشخص کنم که من طلبکارم یا بدهکار ... در کنگره تکلیفی برای من مشخص شده که پایان آن ؛ انسان به تعادل ، رهایی از اعتیاد و آرامش می رسد و این مزد من مسافر است . وقتی خواسته درمان داشته باشیم حضورمان در کنگره پررنگ می شود و جایگاه های مختلفی را می توانیم لمس کنیم . هرکس بنای خویش را بر مبنای خواست و علاقه خود می سازد . 

چو عکس آینه از جا درآید صورت شیرینی       به سنگ گر کشد در بیستون نقاش ، نقش تصویری 

از تصور به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می رسیم . عیب را در خودمان جستجو کنیم نه در دیگران ... 

عیب ما از جعبه تقسیم نیست      سیم یار دل من ، سیم نیست 

این خدا و این همه طول موج     دیش احساسات من تنظیم نیست 


سخنان کمک راهنما  خانم داودی  :  خداوند را بسیار شاکرم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم . سومین سال تولد آقای نصر را تبریک می گویم خدمت ایشان ، راهنمایشان آقای حسینی ، همسفرانشان خانم افسانه و خانم ثنای عزیز . خانم افسانه با  رهایی همسرشان وارد کنگره شدند . ایشان تغییرات را در مسافرشان مشاهده کردند ، معجزات کنگره را دیدند ، به کنگره ایمان آوردند و شروع کردند به سفر . اگر به ایشان می گفتم سکوت کن ؛ سکوت می کرد ، اگر می گفتم رها کن ؛ رها می کرد ... فرمانبرداری کرد و نتیجه اش جایگاهی است که به آن دست پیدا کرد . روز دوشنبه از دست آقای مهندس شال کمک راهنمایی را دریافت کردند و فکر نمی کنم هیچ لدّتی بهتر از این باشد . برای ایشان آرزوی موفقیت می کنم . 


سخنان همسفر افسانه : فقری بالاتر از نادانی ، ثروتی بالاتر از خردمندی و عبادتی بالاتر از تفکر نیست . از همه دوستانی که که در جشن ما حضور دارند تشکر می کنم . من قبل از ورود به کنگره ، خوشبختی و آرامش را یک جور دیگری برای خود ؛ معنا می کردم . فکر می کردم کسی که مشکل نداشته باشد آرامش دارد ولی در کنگره یاد گرفتم که خوشبخت واقعی کسی است که با مشکلاتش ، مشکل نداشته باشد . یاد گرفتم که آرامش ؛ رهایی از طوفان نیست بلکه زندگی کردن در میان طوفان است . محبت بلاعوض را یاد گرفتم . یاد گرفتم که محبت ، تجارت نیست . این که چرتکه بیندازیم و بگوییم من در مقابل دیگران چقدر محبت کردم و دیگران در مقابل من چقدر محبت کردند ؟ ! ... بی شمار محبت کنیم حتی اگر کفه ترازوی دیگران سبک تر از ما بود . وادی دهم به من یاد داد انسان بی شباهت به آب نیست اگر بخواهد زنده باشد و زندگی ببخشد باید جریان داشته باشد ، باید با مشکلات روبرو شود ، شجاعت گرم و سرد روزگار را داشته باشد تا باران شود و بر جهان ببارد .

کمک راهنمای عزیزم همیشه می گویند : یک گل نیلوفر آبی از لجن زارها می گذرد تا زیبایی خود را به نمایش بگذارد . اگر شجاعت نداشته باشیم و بترسیم مثل این است که یک بذر گل نیلوفر آبی بترسد و بگوید : من در این لجن زار نمی افتم ! تا آخر عمر یک دانه ، یک بذر باقی می ماند و نمی تواند آن گل زیبای وجودی خود را به نمایش بگذارد . همه ما یک سری خوبی ها و زیبایی هایی را در درون خود داریم ؛ برای این که بتوانیم گل زیبای وجود خویش را به نمایش بگذاریم باید شجاعت داشته باشیم . در پایان از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم و عمر با عزّت برای ایشان خواستارم . از کمک راهنمای مسافرم تشکر می کنم ، از کمک راهنمای عزیزم ؛ خانم داودی تشکر می کنم ( می گویند : رهجو به راهنمایش می رود ؛ امیدوارم ذرّه ایی از صبوری و متانت ایشان را به ارث ببرم . ) ، از مسافرم تشکر می کنم بابت سفر خوبی که داشتند و همچنین از همسفر کوچکمان ، ثنا کوچولو متشکرم . 

همسفر ثنا : از آقای مهندس ، آقای حسینی و خانم داودی تشکر می کنم . 

 





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox