تبلیغات
وب لژیون مسافر سید علی حسینی - داستان آموزنده
 
درمان اعتیاد و راه کارهای مناسب

داستان آموزنده

نوشته شده توسط :علی حسینی
چهارشنبه 21 بهمن 1394-06:12 ب.ظ

گذشته را فراموش کنید



پیر فرزانه ای در جمعی سخن می گفت .لطیفه ای برای حضار تعریف کرد ،همه...

پیر فرزانه ای در جمعی سخن می گفت .لطیفه ای برای حضار تعریف کرد ،همه دیوانه وار خندیدند .بعد از لحظه ای ،او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند و او مجددأ لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمع به آن لطیفه نخندید .

او لبخندی زد و گفت:

"وقتی که نمی توانید بارها به لطیفه ای بخندید ،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مشکلات و خاطرات تلخ گذشته ادامه می دهید ؟!گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ..."

همه چیز را به جز آنچه که می خواهی انجام دهی به دست فراموشی بسپار و فقط آن کار را انجام بده!

 نگارش: مسافر سعید





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox